اینان که زیر آوار جان باخته­ اند/ ایواز طاها

اتحاد جماهیر شوروی سابق تنها توانست در تعداد موشک­های اتمی و تسخیر فضا گوی سبقت را از ایالات متحده برباید. لاکن در همه بخش­های صنعتی و اقتصاد فاسد و متمرکز خود حتی از برخی کشورهای جهان سوم نیز نیز عقب ماند و البته فرو پاشید. (این البته فروپاشی اندیشه­ عدالت نبود، بحران سوسیالیزم موجود بود.) داستان دارد تکرار می­شود. کشوری که در شهر ورزقانش یک بیمارستان درست و حسابی ندارد، به انرژی اتمی دست دوم روسی ­اش می­بالد. کشوری که از تولید بنزین مورد نیاز و مرغ شهروندانش عاجز است به تولید میله سوخت برای یک مرکز اتمی عهد دقیانوس دلخوش کرده و به زیردریایی­های قراضه­ دوران جنگ جهانی دوم به نام "کیلوگلاس"اش. و صدا و سیمایش در شبی که همگنانم در زیر آوار مانده­اند در سکوت به نیایش ریاکارانه می­پردازد. دین آمده بود انسان­ها را نجات دهد، اما اینجا جان انسان­ها فدای برداشت سودگرایانه­ از دین شده است.

به عکس خوب بنگرید تا فریاد فقر و فاقه را در سیمای خانه­ های برپا مانده دریابید!  آیا این عکس که از یکی روستاهای قارا­داغ گرفته شده حرف زدن از اداره­ جهان را به یک جوک مضحک و مفت تبدیل نمی­کند؟ راستی چه شد نتیجه دادگاه معاون رئیس جمهوری که از فساد دیگران می­گفت و خود بیست میلیارد تومان را بالا کشیده بود؟ راستی تکلیف سیصد و پنجاه هکتار زمین­های اطراف ورامین که نصیب یکی از سه برادران شده است، چه شد؟ و آن سه هزار میلیارد تومان ناقابل؟ دلم برای مردمان "قارا­داغ" که زیر آوار زلزله جان باخته ­اند و برای کودکان "درعا" که تانک­های اسد خانه­ هایشان را برسرشان خراب کرده ­اند سخت گرفته است.   

در باره‌ي 21 آذر

کدام بیست و یک آذر؟/ ایواز طاها

چند روز پیش تیتر "بیست ویکم آذرماه" در يکی از روزنامه‌ی کشور توجه مرا جلب کرد. شگفتا روشنفکران ایرانی درچرخشی آشکار به بنیادی‌ترین وجه دموکراسی، یعنی تکثر و حقوق اقوام توجه کرده بودند. اما عنوان فرعی مقاله که به زندگانی رضا براهنی اختصاص داشت، آب پاک بر سر توهم نابجایم ریخت. دانستم آن "بیست و یک آذر" نه اشاره‌ای به فروریختن مردمی‌‌ترین حکومت محلی خاورمیانه، که تجلیل معتادی از آثار یک نویسنده است. این دومی شایسته‌ی ملامت نیست، اما آیا درهم پیچیدن بساط نخستین حکومتی که تکثرگرایی و دموکراسی بومی را جایگزین خودکامگی تمرکزمحور کرد، شایان تحلیل یا اشارتی کوتاه نیست؟

ادامه نوشته

در نقد تلاش حکومت‌ها برای ساختن انسان جدید / ایواز طاها

آيا انسان‌ها را مي‌شناسند؟

اينان حريصانه مي‌كوشند ديگران را در يك قالب خالص بريزند، سليقه‌هايشان را يكي گردانند و انديشه‌هايشان را همچون معادلات ساده‌ي رياضي «همسان و متحد» كنند. آنان به سر انگشت اين تمايل دروني و قدرت‌طلبانه فرمان مي‌رانند كه همه‌ي انسانها بايد به صورتي كه «من مي‌انديشم و خرسند مي‌شوم. درآيند» 
ادامه نوشته

نامه‌ای سرگشاده درباره رویدادهای سین‌‌کیانگ

رویدادهای سین‌‌کیانگ و وظیفه‌ی ما

ایواز طاها

اویغورهای ایالت سینجان [سین‌کیانگ] چین در معرض کشتار بیرحمانه قرار گرفته‌اند. دولت چین که از سال‌ها پیش دست به تغییر ترکیب جمعیت در این ایالت زده است، اینک کمر به نابودی میراث فرهنگی اویغورها در شهرهای اورومچی، کاشغر و تورفان بسته است با این بهانه که در جای آثار تاریخی فرسوده ساختمان‌ها و ائلمان‌های مدرنی خواهد ساخت. در مقابل این تخریب و کشتار هدف اعتراض مسلمانان اویغور روشن است: دفاع از هویت ملی، حفظ میراث تاریخی و انتخاب شیوه‌ی دلخواه زندگی.
ادامه نوشته

جستاري درباره‌ي غيبت محمد فضولي از ادبيات معاصر آذربايجان

بيگانه‌اي در وطن

جستاري درباره‌ي غيبت محمد فضولي از ادبيات معاصر آذربايجان

ادامه نوشته

پاسخ به یک مقاله

فرقه‌ي دموكرات آذربايجان و داوري يكجانبه

ادامه نوشته

سلسله بررسی‌های نظریه‌ی توطئه (1)

 نظريه‌ي‌ توطئه‌، انگيزه‌ و انديشه

ایواز طاها

ترجمه‌ی این مقاله را  به زبان ترکی آذربایجانی درهمین سایت با عنوان زیر بخوانید:Qurğu Nəzəriyyəsi: Dürtü (motiv) və Düşüncə

انگيزه‌ همچنان‌ در تاريكي‌ است‌ و نه‌ تنها از ديگران‌ بلكه‌ اغلب‌ از خود شخصِ عامل‌ نيز در معاينة‌ نفس‌ پنهان‌ مي‌ماند. بنابراين‌ انگيزه‌جوئي‌ و طلب‌ اينكه‌ هر كس‌ ژرفترين‌ انگيزة‌ خويش‌ را در محضر همگان‌ به‌ تماشا بگذارد، طلب‌ محال‌ است‌ و همة‌ عاملان‌ را به‌ رياكاري‌ مي‌كشاند. به‌ محض‌ آنكه‌ نمايش‌ انگيزه‌ها شروع‌ شد، رياكاري‌ تمامِ روابط‌ انساني‌ را مسموم‌ مي‌كند. افزون‌ بر اين‌ كوشش‌ براي‌ بيرون‌ كشيدن‌ مكنونات‌ و قرار دادن‌ آن‌ در انظار به‌ اين‌ مي‌انجامد كه‌ اموري‌ كه‌ برحسب‌ طبيعت‌ و ماهيت‌ بايد در تاريكي‌ و بيرون‌ از ديد پنهان‌ باشند وقيحانه‌ به‌ نمايش‌ در مي‌آيند. 

ادامه نوشته

مصاحبه درباره‌ی جنبش دانشجویی

جنبش دانشجویی آذربایجان و ابروان درهم‌کشیده‌ی نهاد قدرت

مصاحبه‌ی نشریه‌ی دانشجویی "آراز" با ایواز طاها

ایدئولوژی‌‌زدگی و«ناکجا آباد»‌گرایی دو آفت به هم پیوسته‌ی این گونه جنبش‌هاست. ایدئولوژی در دو حال به افزاری علیه خود تبدیل می‌شود. نخست زمانی که آرمان‌های مورد تبلیغش دسترس‌ناپذیر باشند، دوم زمانی که ایدئولوگ‌ها به قدرت برسند. در صورت اول ایدئولوگ‌ها درست در جبهه‌ی متضاد با آرمان‌های خود قرار می‌گیرند و در صورت دوم ایدئولوگ‌ها بساط خودکامگی جدیدی را برپای می‌دارند. ایدئولوژی به رغم آنکه گرمی و شور لازم برای عمل و اقدام را فراهم می‌آورد، به نوعی مطلق‌اندیشی می‌انجامد.

ادامه نوشته